فرهیختگان کبودان

اجتماعی فرهنگی تاریخی و ...

اخبار روستای کبودان و نظرات عمومی خوانندگان

با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی شما دوستان ، بازدید کنندگان و علی الخصوص کبودانی های عزیز . امیدوارم همواره تندرست و سلامت باشید. چند نکته در خصوص این وبلاگ لازم به یادآوری است :

1- همانگونه که مستحضر می باشید این وبلاگ به منظور پرداختن به آداب و رسوم ، سنت ها ، مسائل فرهنگی و اجتماعی  و ... روستای کبودان راه اندازی گردیده و لذا همکاری و مساعدت شما و پیشنهادات ارزنده ای که خواهید داد اینجانب را در ارائه ی بهتر موضوعات ومطالب مورد علاقه ی شما یاری خواهد کرد . لذا از ارائه راهکار ها و پیشنهادات و همچنین ارسال مطالبی که نیاز می دانید برای سایرین باید به اشتراک گذاشته شودبه ایمیل اینجانب بسیار خوشحال خواهم شد.  

   ( آدرس : AHMADMOVLAEI@YAHOO.COM )

درصورت عدم نمایش عکس ها روی آنها راست کلیک و گزینه بازآوری تصویر یا show pictare را انتخاب فرمایید.

2- بسیارعلاقمند هستم که از عکس های بسیار قدیمی که جنبه ی عمومی داشته باشند در وبلاگ به اشتراک بگذارم. لذا از همه شما کبودانی های عزیز درخواست دارم چنانچه عکس های قدیمی در اختیار دارید یا در آلبوم پدربزرگ و مادربزرگ ها سراغ دارید اطلاع بدهید تا برای اسکن شدن از آنان امانت بگیرم.

3 - نظرات سازنده ی شما در باره ی هر کدام از مطالب باعث دلگرمی اینجانب است لذا خواهشمند حتما مشخصات خود را به طور کامل بنویسید و چنانچه مایل هستید دیگر بازدید گنندگان از وبلاگ نیز از نظرات شما مطلع گردند ( ) را انتخاب نفرمایید.

4- با توجه به این که طراحی این وبلاگ به صورت غیر حرفه ای توسط این جانب انجام شده لذا خواهشمندم چنانچه اگر اخبار و مطالبی در خصوص کبودان دارید که می خواهید به اطلاع بقیه کبودانی ها که وبلاگ را می خوانند برسد در قسمت نظرات  همین پست با ذکر نام خودتان بنویسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 15:42  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

دوران تحصیل(دبستان) یادش بخیر ( 1 )


شاید نزدیک به یک سال است که نوشتن مطلبی در خصوص دوران دبستانم فکرم را مشغول کرده ولی تا امروز متاسفانه توفیقش را نداشته ام .

واقعا چه دوران روئایی ای بود وچقدر زود گذشت. 30 سال پیش بود یعنی سال تحصیلی 63-1362 که دانش آموز کلاس اول بودم و آقای محمدحسن پور که امیدوارم همیشه سالم وتندرست باشند معلم کلاس بودند.

مسعود اکبری- عباس ابراهیم نژاد- رضا به آبادی(عباس)-رضا حسن نژاد - حمید حسن پور - عباس ربیعی - حسین زارعی - حسن سالمی - مرتضی شبانی (یحیی) - محسن ضرغامی - علی طاهری(مسعود) - عباس علی پور - محمد علی پور(عبدالوهاب) - حسن عباسی - رضا غلام نژاد - حسین غفاریان (ذبیح اله) - مهدی قربانی- احمد کیوانی - من(سیداحمد مولائی) - حسن ملکی واحسان نظریه همکلاسی بودیم.

البته یاد آوری آن دوران برای من که معلم دوره ابتدایی ام و سروکله زدن با این گونه بچه هاست زیاد سخت نیست ولی وقتی خودم در آن دوران را با بچه های امروزی مقایسه می کنم می بینم دوران ما صفای بیشتر داشت. ده که برق نداشت باید شب مشقامونو با چراغ توری یا چراغ گرد سور می نوشتیم. یا اگه بر اثر بازیگوشی شب نمی تونستیم بنویسیم مجبور بودیم صبح کله سحر پاشیم وبنویسیم . حالا از آن زمان 30 سال می گذرد وهمه ی ما کلاس اولی های سال 1362 دبستان بوعلی سینای کبودان 30 سال پیرتر شده ایم و هرکداممان یکی دو تا بچه ی کلاس اولی داریم.

خیلی دوست دارم در یک زمانی مثلا عیدنوروز یا تابستان که کارامون کمتره با هم وبا خانواده هامون دور هم جمع بشیم و خاطرات آن روز هارا با هم مرور کنیم یا اصلا یک روز کارا مونو ول کنیم و به خاطر تجدید خاطرات دوران کودکی در دبستان  ابو علی سینا جمع بشیم.

دوست داشتم یک عکس دسته جمعی از همکلاسی هام داشته باشم و اونو برای شما به نمایش میگذاشتم.

به همین خاطره که از زمانی که خودم معلم شدم و یا مدیر ومعاون مدرسه بودم همه ساله بعد از عید یک عکس دسته جمعی کلاسی از بچه ها میگیرم و برای بچه یاد گاری چاپ می کنم کاش اون زمان هم این کارها انجام شده بود.

حالا صدای منو شما کبودانی های عزیز به گوش دوستای کلاس اولیم برسانید تا شماره موبایلشونو بهم (09157105267) پیامک بزنند تا در فرصت هایی که بوجود می آید بتوانم باهاشون صحبت کنم.

یک چند به کودکی به استاد شدیم          یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن نگر که ما را چه رسید               چون ابر برآمدیم و چون باد شدیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 20:53  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

نظــــــــام آبـــــــــــاد (1) او بنـــــــــــــــــــگرد

با سلام

اخیرا مطلع شدم که دوستان عزیزی از روستای نظام آباد هم وبلاگ این حقیر را  می خوانند لذا مطلبی در خصوص نظام آباد می نویسم :

بازگویی و بیان خاطرات دوران کودکی برای همه ما خیلی لذت بخش است ؛ یادم میاد سال های حول و حوش  60 یا 61 من هنوز پنج شش سال بیشتر نداشتم تابستان که می شد بچه ها هر چند نفر گوسفنداشونو با هم قاطی می کردند و می رفتند گوسفند چرانیتا اونها رو چاق کنند برای پروار کشی  و قورمه.

منم همراه بچه که ازکوچه پایین بودیم همین کارو می کردیم منتها ما به سمت نظام آباد یا هدک می رفتیم و ظهر که می شد برای استراحت وآب دادن گوسفندامون به جای پای چنار یا سر آب میدان رفتن به سر« اوبنگرد » یا همان قنات علیای نظام آباد می رفتیم.خیلی سرسبز وبا صفا بود.

{البته وجه تسمیه قنات علیای نظام آباد به او بنگرد نمیدانم چیه ؟ اگر شما می دانید حتما برایم بنویسید.}

خیلی وقت ها هم بچه ها در همان عوالم کودکی از چاههای قنات پایین می رفتندو غال چقوک برمی داشتندوگنجشکای بینوا رو روی آتیش کباب می کردند.

خلاصه این که مردم کبودان ونظام آباد از قدیم الایام و تاکنون ارتباطات اجتماعی زیادی با هم داشتند . انشا الله در مطالب آینده از دیگر ارتباطات مردم کبودان و نظام آباد خواهم نوشت مانند: آمدن بچه های نظام آباد به مدرسه راهنمایی در کبودان و ... .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 0:18  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز

کلنگی که بعد از 2 سال بالاخره نتیجه داد:


وصل شدن گاز خانه های اهالی کبودان بسیا باعث خوشحالی و مسرت است


+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1392ساعت 23:44  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

تصاویری از مراسم روزعاشورا در روستای کبودان

تصاویری از مراسم شبیه خوانی روز عاشورا در امسال وسال های گذشته در روستای کبودان

مراسم شبیه خوانی روز عاشورا در روستای کبودان قدمتی تاریخی دارد . این مراسم همه ساله  همزمان با فرارسیدن ایام محرم و روز عاشورا برگزار می گردد و من هم مانند همه ی شما از این مراسم  از زمان کودکی ام تا الان خاطرات زیادی دارم خصوصا از لشکر جنی و شیر و...

جا دارد در این جا یادی بکنم از بعضی از شبیه خوان ها از جمله کربلایی عبداللهی(نقش شمر) ، حاجی کریمی(نقش امام حسین ,حر ) ، اصغرآقای ضرغامی (نقش ابن زیاد)، جاجی رمضانی ( نقش  حضرت ابوالفضل )، مرحوم مجید فتحی ( نقش حضرت زینب)،حاتمی(نقش خولی) ، حاج علی صباغ( نقش شیر) ، کلباقای شجاعی (نقش درویش کابلی) ، حسن جعفر(انتظامات) و خیلی های دیگر که الان در ذهن من نیست و از شما خوانندگان می خواهم که در قسمت بیان نظرات نام آنان و نقش هایشان را بیان کنید. برای شادی روح همه شان صلوات می فرستیم.

از همه ی شما خواهشمندم چنانجه عکس هایی از مراسمات شبیه خوانی  در زمان های قدیم دارید حتما برایم ایمیل کنید یا باشماره موبایلم 09157105267 تماس بگیرید تا دروبلاگ قرار دهم که بقیه نیز استفاده نمایند . باتشکر





+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 22:49  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

تصاویری از حرکت هیات های مذهبی تاسوعا در سال 1378

تاسوعا و حرکت هیات های عزا داری در کوچه های روستا در سال 1378

یاد افرادی چون مرحوم سرکار علی پور و ....  را گرامی می دارم


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392ساعت 8:34  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

طبیعت کبودان - سرآب میدان

تصویری از سر آب میدان در آبان 1392


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 18:10  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

یاد قدیما بخیر ....... (4)

با سلام خدمت کبودانی های عزیز این یک عکس قدیمی حدودا مربوط به سال های بین 1345تا1350 است

بگویید که این ها کی هستند وچه مراسمی بوده که همه جمعند؟

شناسایی کنید و نظر بدهید


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت 17:22  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

شب های برات

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1392ساعت 17:27  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

باغات مهم کبودان

چندی است که فکرم پیرامون نگارش مطلبی پیرامون باغات مهم ومشهور کبودان قدیم درگیر است ولی بعلت نداشتن اطلاعات کافی هنوز هم برای پرسو جو از بزرگتر ها وقت بدست نیاورده ام .

لذا از همه شما خوانندگان خواهشمندم جنانچه اطلاعات و تصاویر یا مطالبی اگر دارید برایم ایمیل کنید یا در قسمت نظرات بنویسید.

لیکن نام بعضی از این باغات را به اختصار می برم:

1- گاوحصار      مکان ؟      مالک یا مالکین؟

2- چهار باغ    مکان ؟       مالک یا مالکین؟

3- باغ انجیر     مکان؟       مالک یا مالکین؟

4- باغ شفتالو  مکان؟       مالک یا مالکین؟

5- باغچه توت  مکان؟       مالک یا مالکین؟

6- ملک زار      مکان؟       مالک یا مالکین؟

7-مون سراها مکان؟       مالک یا مالکین؟

8- باغ سرپیرها  مکان؟       مالک یا مالکین؟


و ... .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 16:2  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

یاد قدیما بخیر ..... (3)

این 2 تا عکس را جدیدا از آلبوم های قدیمی ده بدست آوردم . عکس ها را ببینید و بگویید که کی هستند.

لطفا  به شماره عکس ها اشاره فرمایید.

عکس شماره (1)

عکس شماره (2)

از تمامی شما بازدیدکنندگان کبودانی خواهشمندم چنانچه عکس های قدیمی در آلبوم های خودتان یا پدربزرگ ومتدر بزرگ هایتان دارید بگیرید تا برای تجدید خاطره  ودیدن دیگران در وبلاگ قرار بدم تا دیگر عکس های قدیمی و خاطره انگیز در آلبوم ها مدفون نگردد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 12:2  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (9)

این درخت هزار گره در کجا روییده است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 8:32  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

گله گوسفند + پای چنار

یک عکس از پای چنار گذاشتم که گوسفندان در حال آب خوردن هستند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 23:24  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

باغ پارک

با سلام خدمت تمام دوستان و کبودانی های عزیز

ازشما می خواهم که خاطرات خود را از باغ پارک بنویسید تا بقیه دوستان از خواندن آنها لذت ببرند و برای شما و خوانندگان نظرات شما تجدید خاطرات گردد.

منم سر فرصت خاطراتم را از باغ پارک می نویسم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 19:56  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (8)

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1391ساعت 0:8  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (7)

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 14:14  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

قورمه


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 22:3  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

انار میوه ی بهشتی

میخام یک کمی از خاطرات قدیما براتون بنویسم . یادش بخیر زمانی که بچه بودم و در کبودان دوره ی ابتدایی و راهنمایی را می گذراندم  اول مهر یا همان اول مدرسه ها که میشد حال و هوای خاصی از همه نظر ده را فرامی گرفت صبح که میرفتیم مدرسه و بعد از ظهر هم به همراه دوست و رفقا و گاها خانواده می رفتیم به باغ ها حالا یا برای گوسفند چرانی و یا برای تفریح . وقتی با بچه ها می رفتیم باغ اون شیطونی بچگی هم گاها گل می کرد و یکسری کارای عجیبی انجام می دادیم مثلا چون فصل برداشت بیشتر محصولات کشاورزی پاییز یا به اصطلاح خودمون میزون بود انار های درشت و خوب را می کندیم و زیر خاک چال می کردیم که توی برف و سرمای زمستون که آمدیم به باغها اونا رو در بیاریم و نوش جان کنیم و باز هم شیطونی ها ادامه پیدامی کرد و گاها رد چاله ها لو می رفت و خلاصه خودتون بهتر میدانید ....  بعضی وقت ها پیش میامد که رد چاله ها رو گم می کردند  و خلاصه انار ها زیر خاک می پوسید....

به باغ ها که می رفتیم برای چراندن گوسفندها پرواری برای غلبه بر سردی هوا - که اون زمانها پاییزش هم از زمستان این سال ها خیلی سرد تر بود- آتیش درست می کردیم و سیب زمینی و جوز زیر آتیش می کردیم . آی چه کیفی داشت واقعا . الان خیلی دوست دارم که باز هم بتونم خاطرات اون زمانها رو تجدید کنم ولی حیف که این گرفتاریها فاصله ها رو زیاد کرده و نمیشه این کارو انجام داد.

از همه شما دوستان هم تقاضا دارم خاطراتتون را در قسمت نظرات برای بقیه ی دوستان به اشتراک بگذارید یا بهم ایمیل کنید تا با نام خودتون برای مطالعه ی دیگران در وبلاگ بگذارم.

اگر هم عکس جالبی از ده یا قدیما داشتید حتما برام بفرستید . از همه ی شما ممنونم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 22:7  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

پای چنار

یکی از جاهای دیدنی و مهم کبودان پای چنار است یعنی تقریبا هر یک از بچه های کبودان که ساکن روستا نیستند وقتی میان از ده سر بزنن ؛ در مدت حتی کوتاه اقامتشون در کبودان حتما یک بار از پای چنار سر می زنند

این عکس را براتون میگذارم تا براتون تجدید خاطره بشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 14:51  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

برداشت محصول

برداشت محصول یکی از کارهای اصلی و مهم مردم روستا ها بوده و هست . چون در واقع زحمات شبانه روزی شان با برداشت محصولی فراوان و با کیفیت به بار می نشیند. چیزی که چند سالی است کشاورزان روستای ما به خود ندیده اند. یعنی نه از فراوانی خبری است و نه از کیفیت.

متاسفانه خشکسالی های سنوات اخیر آب قنوات را به شدت کاهش داده که خیلی از کشاورزان عزیز باغ هایی را که سال ها زحمت کشیده اند که درختانش به بار بنشیند رها کرده و دیگر آب کفاف آبیاری باغات را نمی دهد و از طرفی خشک شدن باغ ها باعث گرم تر شدن هوای روستا شده که روی محصولات کبودان که غالبا سردسیری بوده تاثیر گذاشته و کیفیت آن ها را به شدت کاهش داده است.

باید کاری کرد.

دانش آموختگان و فرهیختگان محترم روستا باید توجه داشته باشند که زمانی آب وهوا و شرایط مناسب زندگی در روستا و فسفر موجود در گردو و بادام و سایر میوجات آب دار و شیرین به شما کمک کرد تا بتوانید درس بخوانید و به جایگاه فعلی که دارید برسید و حالا روستا و روستا نشینان کبودان به فکر ، توانایی ، موقعیت شغلی و.... شما نیاز دارند که به آنان کمک کنید و برای رهایی از وضعیت  بوجود آمده برنامه ی اجرایی و عملیاتی بدهیدو ... .

آخر دیگر از برداشت گندم و جو های چند خرواری ، خشکبار هایی چون کیشته- قیسی- جوزقند-انجیر خشک- مغز جوز و بادام وچیزهای دیگری که شما بهتر از من بدانها واقفید خبری نیست.

.... از برف بازی های زمستان هم با شال و کلاه خبری نیست.

.... از جوز آرا ؛ کبدی و دیگر بازی های محلی هم دیگر خبری نیست .

... از جشن سده هم خبری نیست.

... از آن افراد باصفا و صمیمی- قدیمی هم خبری نیست.

بیایید خاطراتتان را با یکدیگر به اشتراک بگذارید و در قسمت نظرات , نظر بدهید یا به ایمیل این حقیر بفرستید تا در صورت تمایلتان با نام خودتان برای دیگران به اشتراک گذاشته شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 16:29  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

یاد قدیما بخیر . . . (2)

 این ها کی هستند؟


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 20:18  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

یاد قدیما بخیر . . . (1)

خیلی وقته توفکرمه که عکسهایی از مردم ده که قدیما یعنی چهل پنجاه سال پیش گرفته باشند روپیدا کنم ولی هنوز موفق نشدم

این عکس از اهالی ده نیستد ولی در آن زمان مدتی در ده به مردم خدمت میکرده اند ، بگویید کی هستند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:33  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟(6)

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 9:18  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

سد ، سیل بند یا زوله ؟؟؟

نمدانم کدام اصطلاح زیبنده تر است ؟ ؟


در این اوضاع و احوالات خشکسالی که طراوت و شادابی روستای سرسبز کبودان از بین رفته است می طلبد اقداماتی صورت گیرد که این خشکسالی عمیق تر نشود .

در کنار تجربه در دنیای امروز علم و دانش هم حرف هایی برای گفتن دارد ولی نمی دانم بر پایه ی کدام تجربه یا کدام مبانی علمی طرح آبخیز داری روستای کبودان اجرا شده است؟ یا کدام عقل سلیمی آن را پیاده کرده است؟

اصطلاحا بهش سد اطلاق می کنند ولی چیزی که به ذهن ناقص من می رسد ( سد بر روی رودخانه های دائمی ساخته می شود مصالح اجرای آن بماند...) و سیل بند معمولا بندی با هسته خاکی یا بتونی است که برای جلوگیری از هدر رفتن سیلابهای فصلی در مسیر آنها ساخته می شود و زوله هم به اصطلاح ما بالا دادن مقداری خاک است که به وسیله آن بشود جلوی آب را گرفت.

بهر حال این تصویری که می بینید فکر می کنم مصداق هیچ یک از تعاریف بالا نباشد ولی فکر می کنم به نیت  انجام وظایف سیل بند ساخته شده است ولی مشکلاتی اساسی دارد:

1 - آبگیری آن بسیار کم است که با کمترین بارندگی و جاری شدن سیل پر شده و سریعا سر ریز می کند.

2- نحوی خروج آب اضافی آن از طریق سر ریز شدن است که ایجاد مشکلاتی می کند ازجمله این که به مرور زمان گل و لایی که سیلاب با خود می آورد به مرور کف آن را پر کرده و از مقدار آبگیری آن می کاهد باید در اصل در کف آن لوله های قوی مجهز به شیر فلکه کنترل تعبیه می شد که بتوان بعد از سیلاب آن ها را باز کرد تا گل و لای کف آن خارج شود یا آب آن را برای مصارف کشاورزی هدایت کرد.

3- باید تعداد دیگری نیز در بالادست یا پایین دست ساخته شود تا آب به مرور در سفره های زیر زمینی نفوذ و باعث تقویت آب قنات گردد.

و موارد دیگری که ممکن است بهتر از من به ذهن شمارسیده باشد

بهر حال لازم است دلسوزان روستا که دستی در امور دارند پیگیر موضوع باشند.



حالا شما نظر بدید که این سد است یا سیل بند یا زوله ؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:39  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟(5)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 21:52  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

آب


نمی دونم شما نظرتون راجع به آب شرب فعلی ده چیه ؟

ولی من که اصلا از طعم و مزه اش خوشم نمیاد خصوصا این که وقتی باهاش چایی هم درست می کنی چای رو سریع تیره میکنه

این عکس یکی از ایستگاه های پمپاژ آب از دهات سمت انابد است که آب خوشگوار و خوش طعم قنات علیا باهاش مخلوط میشه اونم با کلی منت که مسئولین سر مردم دارند که ما آب شرب روستاییان را تامین میکنیم.

بهر حال انشا الله زمستانی که امسال در پیش داریم یک زمستان بر بارندگی و برف و باران باشه که دیگه آب جلگه با آب کوه لازم نباشه قاطی بشه

انشا الله باخواست خدا


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 14:12  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (4)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 14:2  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

حمام قدیمی کبودان

تصویری که می بینید  عکسی است از حمام قدیمی کبودان که با هزار مشقت گرفته شده است.
در پی سوژه هایی جالبی از ده بودم که تصاویری تهیه کنم و برای شما به نمایش بگذارم تا خاطراتتان زنده شود
در حدود 25 تا 30سال قبل که حمام عمومی فعلی ده ساخته نشده بود از این حمام به صورت نوبتی (از اذان صبح تا ساعت 8 مردها و بعداز آن تا غروب آفتاب زن ها استفاده می کردند .درب ورودی این حمام از داخل دالان تاریکی بود ( قبلادر پست های قبلی توضیح داده شده است) و بیش از ده پله می خورد و پاییم می رفت ویک اتاق سقف کنبدی حدودا 3 در 4 داشت که اطراف آن اتق تخت و جالباسی نصب بود بعد یک ورودی دالانی بود که از طریق آن به محوطه ی اصلی آن مرتبط می شد .
محوطه ی اصلی حمام بسیار بزرگ و سقف بلند داشت که معمولا گرم نمی شد جالب تر این بود که باز دوش های حمام باز ازمحوطه ی اصلی حمام حدود 5یا6 پله می خورد و پایین می رفت.(در عکس مشخص است) خلاصه این باز در زمان خودش حمام نسل جدید بوده و طوری که شنیده ام قبل از آن حتی دوش هم نداشته و خزینه ای بوده که عامل اصلی انتشار قارچ کچلی بوده که پیرمردهای قدیمی از آن به خوبی یاد می دهند.
خلاصه منظورم طولانی شدن مطلب نیست می خواهم پیشنهاد کنم چقدر خوب است این یادگار های قدیمی با مشارکت مردم و دهیاری و شورای اسلامی روستا حفظ شود:
مردم آشغال درون آن نریزندو دهیاری و شورا هم با اختصاص و هزینه ی حداقل مبلغ   150تا 200هزار تومانی آنجا را تمیز و با میراث فرهنگی و گردشگری در خصوص مرمت و ثبت شدن به عنوان یک اثر فرهنگی و تاریخی مکاتبه داشته باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 23:59  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

گاز رسانی


بالاخره ظاهره مثل این که برای گاز رسانی روستا های کوهپایه هم می خواهد قدم هایی برداشته شود
در روز 8 شهریور و هفته ی دولت اهالی روستای کبودان شاهد حضور مسئولین شهرستان و شرکت گاز استان بودند که برای کلنگ زنی پروژه ی گاز رسانی به روستاهای بردسکن آمده بودند .
کلنگ را که زدند ، قول هم که دادند ، پارچه های نوشته شده اش را هم تصاویرش را برای شما میگذارم حالا خدا عالم است که آیا این کلنگ ؛زمستان امسال گاز را به کدام روستا خواهد برد گرچه که چندین سال است از آن زمستان های سرد و پر برف دیگر خبری نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 9:32  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (3)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 22:48  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

مطالب قدیمی‌تر