فرهیختگان کبودان

اجتماعی فرهنگی تاریخی و ...

اخبار روستای کبودان و نظرات عمومی خوانندگان

با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی شما دوستان ، بازدید کنندگان و علی الخصوص کبودانی های عزیز . امیدوارم همواره تندرست و سلامت باشید. چند نکته در خصوص این وبلاگ لازم به یادآوری است :

1- همانگونه که مستحضر می باشید این وبلاگ به منظور پرداختن به آداب و رسوم ، سنت ها ، مسائل فرهنگی و اجتماعی  و ... روستای کبودان راه اندازی گردیده و لذا همکاری و مساعدت شما و پیشنهادات ارزنده ای که خواهید داد اینجانب را در ارائه ی بهتر موضوعات ومطالب مورد علاقه ی شما یاری خواهد کرد . لذا از ارائه راهکار ها و پیشنهادات و همچنین ارسال مطالبی که نیاز می دانید برای سایرین باید به اشتراک گذاشته شودبه ایمیل اینجانب بسیار خوشحال خواهم شد.  

   ( آدرس : AHMADMOVLAEI@YAHOO.COM )

درصورت عدم نمایش عکس ها روی آنها راست کلیک و گزینه بازآوری تصویر یا show pictare را انتخاب فرمایید.

2- بسیارعلاقمند هستم که از عکس های بسیار قدیمی که جنبه ی عمومی داشته باشند در وبلاگ به اشتراک بگذارم. لذا از همه شما کبودانی های عزیز درخواست دارم چنانچه عکس های قدیمی در اختیار دارید یا در آلبوم پدربزرگ و مادربزرگ ها سراغ دارید اطلاع بدهید تا برای اسکن شدن از آنان امانت بگیرم.

3 - نظرات سازنده ی شما در باره ی هر کدام از مطالب باعث دلگرمی اینجانب است لذا خواهشمند حتما مشخصات خود را به طور کامل بنویسید و چنانچه مایل هستید دیگر بازدید گنندگان از وبلاگ نیز از نظرات شما مطلع گردند ( ) را انتخاب نفرمایید.

4- با توجه به این که طراحی این وبلاگ به صورت غیر حرفه ای توسط این جانب انجام شده لذا خواهشمندم چنانچه اگر اخبار و مطالبی در خصوص کبودان دارید که می خواهید به اطلاع بقیه کبودانی ها که وبلاگ را می خوانند برسد در قسمت نظرات  همین پست با ذکر نام خودتان بنویسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 15:42  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

نظـــــــــــام آبـــــــــاد (2) اینجا کجاست؟

دوستان عزیز نظام آبادی که به این وبلاگ ابراز لطف دارند بگویند اینجا کجاست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:51  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

بـــــــاران

سلام دوستان

امروز کبودان حال وهوایی خوبی داشت.  آخه بارش های باران روز های قبل و امروز درخت ها و زمین را شسته بود و طراوت خاصی ایجاد کرده بود.

یاد زمان های قدیم که بچه بودم افتادم . باران و برف های فراوان و شدید و همیشگی. وقتی با همکلاسی ها می رفتم به بازی ، پاچه شلوار م حسابی پر گل می شد. آخه همه کوچه ها گلی بود. به خانه که برمیگشتم از خستگی تا دماغ می رفتم زیر کرسی آتشی که حسابی داغ وبلاغ بود تا هم خودم گرم بشم و هم لباس های گلی و خیسم خشک بشه. و نهایتا هم بیشتر اوقات پاها که گرم میشد به خواب عمیقی فرو می رفتم.

امروز اولین روز ماه نوروز بود. اسفند را ماه نوروز می گفتند . از چله بزرگ و کوچک که برفی ندیدیم انشا لله امیدوارم که خدا رحمش بیاد و ماه نوروز  پر باران و خوبی داشته باشیم. انشاء الله

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:28  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

عکس های جالب

این عکس ها شما را یاد چی انداخت؟

عکس(1)

 

عکس(2)

 

عکس(3)

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 8:29  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

بازی های بومی و محلی ( گـــــوک راه )

دوستان توی شبکه های اجتماعی عکس های زیبایی از بازی بومی و محلی قدیم کبودان - گوک راه _ گذاشته بودند. خیلی برام خاطره انگیز و جالب بود . آخه از زمانی که بچه بودم این بازی در ده انجام نشده بود.

در پست های بعدی مطالبی در این خصوص خواهم نوشت . ولی از شما دوستان می خواهم کمک کنید ودر بخش نظرات روش بازی و قوانین  آن را بنویسید تا به احیا و ماندگار شدن آیین و رسوم کبودان قدیم کمک کرده باشید.

عکس 1

عکس 2

 عکس 3

+ نوشته شده در  شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ساعت 16:43  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

عکس از کجاست؟

تصویری زیبا ، ارسال شده به شبکه های اجتماعی که توسط یکی از کاربران گرفته شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 0:0  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

شفقی زیبا از بامدادان در کبودان

این یک عکس زیباست که یکی از کاربران شبکه های اجتماعی کبودان گرفته است و برای دیگران به اشتراک گذاشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:22  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

مشاغل مختلف در کبودان

با سلام  خدمت همولایتی های محترم در جای جای ایران عزیز

از این که وقفه ای در بروز رسانی وبلاگ ایجاد شد عذر خواهم.

در این پست میخواهم راجع به مشاغل فعال در کبودان با شما صحبت کنم و نظرات شما را  فعالانه داشته باشم.

از جمله مشاغلی که در کبودان فعال هستند و کبودانی های ساکن وغیر ساکن از خدمات آن بهره مند هستند می توان به نانوایی ، قصابی نام برد.

نان هایی که در نانوایی ده بخت می شود اگر چه که به نان های تنوری قدیم که در خانه ها پخت می شد نمی رسد ولی از نان هایی نانوایی های شهر خیلی بهتر است که من خودم شخصا ترجیح می دهم از آن ها استفاده کنم.

از دیگر مشاغل فعال در کبودان قصابی است که البته اگر گوسفندان چاق شده با آب و علوفه ده ذبح شوند بسیار گوشت لذیذی دارند که با آن می توان آبگوشت و خورشت های بسیار خوشمزه ای پخت.

پارچه فروشی یا اصطلاحا بزازی یکی دیگر از مشاغلی بوده که البته از قدیم در کبودان بوده و در گذشته بهتر از امروزه رونق داشته و افراد سرشناسی چون اصغرآقای ضرغامی و حاجی علیخانی بدان اشتغال داشته اند.

از دیگر مشاغل کبودان می توان به مغازه های مواد غذایی ، مصالح فروشی ، آریشگاه ، آسیاب ، موتور سازی نام برد که البته جای خالی برخی از مشاغل مصرفی و مورد نیاز مانند سوپر مرغ وماهی، میوه فروشی، شیرینی فروشی ، خیاطی و ... نام برد

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 18:45  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

افتخار آفرینان کبودان (1)

باعث افتخار همه ماست پرورش چنین جوانان برومندی که باعث سربلند میهن مان می شوند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۳ساعت 14:13  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

این چیست و اینجا کجاست؟ (10)

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ساعت 19:34  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

تصاویر کبودان از فضا ( ماهواره گوگل)

تصویر 1

تصویر 2

تصویر 3

تصویر 4

 

با آرزوی سلامتی برای همه ی شما عزیزان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۳ساعت 8:55  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

دوران تحصیل(دبستان) یادش بخیر ( 1 )


شاید نزدیک به یک سال است که نوشتن مطلبی در خصوص دوران دبستانم فکرم را مشغول کرده ولی تا امروز متاسفانه توفیقش را نداشته ام .

واقعا چه دوران روئایی ای بود وچقدر زود گذشت. 30 سال پیش بود یعنی سال تحصیلی 63-1362 که دانش آموز کلاس اول بودم و آقای محمدحسن پور که امیدوارم همیشه سالم وتندرست باشند معلم کلاس بودند.

مسعود اکبری- عباس ابراهیم نژاد- رضا به آبادی(عباس)-رضا حسن نژاد - حمید حسن پور - عباس ربیعی - حسین زارعی - حسن سالمی - مرتضی شبانی (یحیی) - محسن ضرغامی - علی طاهری(مسعود) - عباس علی پور - محمد علی پور(عبدالوهاب) - حسن عباسی - رضا غلام نژاد - حسین غفاریان (ذبیح اله) - مهدی قربانی- احمد کیوانی - من(سیداحمد مولائی) - حسن ملکی واحسان نظریه همکلاسی بودیم.

البته یاد آوری آن دوران برای من که معلم دوره ابتدایی ام و سروکله زدن با این گونه بچه هاست زیاد سخت نیست ولی وقتی خودم در آن دوران را با بچه های امروزی مقایسه می کنم می بینم دوران ما صفای بیشتر داشت. ده که برق نداشت باید شب مشقامونو با چراغ توری یا چراغ گرد سور می نوشتیم. یا اگه بر اثر بازیگوشی شب نمی تونستیم بنویسیم مجبور بودیم صبح کله سحر پاشیم وبنویسیم . حالا از آن زمان 30 سال می گذرد وهمه ی ما کلاس اولی های سال 1362 دبستان بوعلی سینای کبودان 30 سال پیرتر شده ایم و هرکداممان یکی دو تا بچه ی کلاس اولی داریم.

خیلی دوست دارم در یک زمانی مثلا عیدنوروز یا تابستان که کارامون کمتره با هم وبا خانواده هامون دور هم جمع بشیم و خاطرات آن روز هارا با هم مرور کنیم یا اصلا یک روز کارا مونو ول کنیم و به خاطر تجدید خاطرات دوران کودکی در دبستان  ابو علی سینا جمع بشیم.

دوست داشتم یک عکس دسته جمعی از همکلاسی هام داشته باشم و اونو برای شما به نمایش میگذاشتم.

به همین خاطره که از زمانی که خودم معلم شدم و یا مدیر ومعاون مدرسه بودم همه ساله بعد از عید یک عکس دسته جمعی کلاسی از بچه ها میگیرم و برای بچه یاد گاری چاپ می کنم کاش اون زمان هم این کارها انجام شده بود.

حالا صدای منو شما کبودانی های عزیز به گوش دوستای کلاس اولیم برسانید تا شماره موبایلشونو بهم (09157105267) پیامک بزنند تا در فرصت هایی که بوجود می آید بتوانم باهاشون صحبت کنم.

یک چند به کودکی به استاد شدیم          یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن نگر که ما را چه رسید               چون ابر برآمدیم و چون باد شدیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۳ساعت 20:53  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

نظــــــــام آبـــــــــــاد (1) او بنـــــــــــــــــــگرد

با سلام

اخیرا مطلع شدم که دوستان عزیزی از روستای نظام آباد هم وبلاگ این حقیر را  می خوانند لذا مطلبی در خصوص نظام آباد می نویسم :

بازگویی و بیان خاطرات دوران کودکی برای همه ما خیلی لذت بخش است ؛ یادم میاد سال های حول و حوش  60 یا 61 من هنوز پنج شش سال بیشتر نداشتم تابستان که می شد بچه ها هر چند نفر گوسفنداشونو با هم قاطی می کردند و می رفتند گوسفند چرانیتا اونها رو چاق کنند برای پروار کشی  و قورمه.

منم همراه بچه که ازکوچه پایین بودیم همین کارو می کردیم منتها ما به سمت نظام آباد یا هدک می رفتیم و ظهر که می شد برای استراحت وآب دادن گوسفندامون به جای پای چنار یا سر آب میدان رفتن به سر« اوبنگرد » یا همان قنات علیای نظام آباد می رفتیم.خیلی سرسبز وبا صفا بود.

{البته وجه تسمیه قنات علیای نظام آباد به او بنگرد نمیدانم چیه ؟ اگر شما می دانید حتما برایم بنویسید.}

خیلی وقت ها هم بچه ها در همان عوالم کودکی از چاههای قنات پایین می رفتندو غال چقوک برمی داشتندوگنجشکای بینوا رو روی آتیش کباب می کردند.

خلاصه این که مردم کبودان ونظام آباد از قدیم الایام و تاکنون ارتباطات اجتماعی زیادی با هم داشتند . انشا الله در مطالب آینده از دیگر ارتباطات مردم کبودان و نظام آباد خواهم نوشت مانند: آمدن بچه های نظام آباد به مدرسه راهنمایی در کبودان و ... .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 0:18  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز

کلنگی که بعد از 2 سال بالاخره نتیجه داد:


وصل شدن گاز خانه های اهالی کبودان بسیا باعث خوشحالی و مسرت است


+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:44  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

تصاویری از مراسم روزعاشورا در روستای کبودان

تصاویری از مراسم شبیه خوانی روز عاشورا در امسال وسال های گذشته در روستای کبودان

مراسم شبیه خوانی روز عاشورا در روستای کبودان قدمتی تاریخی دارد . این مراسم همه ساله  همزمان با فرارسیدن ایام محرم و روز عاشورا برگزار می گردد و من هم مانند همه ی شما از این مراسم  از زمان کودکی ام تا الان خاطرات زیادی دارم خصوصا از لشکر جنی و شیر و...

جا دارد در این جا یادی بکنم از بعضی از شبیه خوان ها از جمله کربلایی عبداللهی(نقش شمر) ، حاجی کریمی(نقش امام حسین ,حر ) ، اصغرآقای ضرغامی (نقش ابن زیاد)، جاجی رمضانی ( نقش  حضرت ابوالفضل )، مرحوم مجید فتحی ( نقش حضرت زینب)،حاتمی(نقش خولی) ، حاج علی صباغ( نقش شیر) ، کلباقای شجاعی (نقش درویش کابلی) ، حسن جعفر(انتظامات) و خیلی های دیگر که الان در ذهن من نیست و از شما خوانندگان می خواهم که در قسمت بیان نظرات نام آنان و نقش هایشان را بیان کنید. برای شادی روح همه شان صلوات می فرستیم.

از همه ی شما خواهشمندم چنانجه عکس هایی از مراسمات شبیه خوانی  در زمان های قدیم دارید حتما برایم ایمیل کنید یا باشماره موبایلم 09157105267 تماس بگیرید تا دروبلاگ قرار دهم که بقیه نیز استفاده نمایند . باتشکر





+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:49  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

تصاویری از حرکت هیات های مذهبی تاسوعا در سال 1378

تاسوعا و حرکت هیات های عزا داری در کوچه های روستا در سال 1378

یاد افرادی چون مرحوم سرکار علی پور و ....  را گرامی می دارم


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ساعت 8:34  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

طبیعت کبودان - سرآب میدان

تصویری از سر آب میدان در آبان 1392


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ساعت 18:10  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

یاد قدیما بخیر ....... (4)

با سلام خدمت کبودانی های عزیز این یک عکس قدیمی حدودا مربوط به سال های بین 1345تا1350 است

بگویید که این ها کی هستند وچه مراسمی بوده که همه جمعند؟

شناسایی کنید و نظر بدهید


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 17:22  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

شب های برات

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 17:27  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

باغات مهم کبودان

چندی است که فکرم پیرامون نگارش مطلبی پیرامون باغات مهم ومشهور کبودان قدیم درگیر است ولی بعلت نداشتن اطلاعات کافی هنوز هم برای پرسو جو از بزرگتر ها وقت بدست نیاورده ام .

لذا از همه شما خوانندگان خواهشمندم جنانچه اطلاعات و تصاویر یا مطالبی اگر دارید برایم ایمیل کنید یا در قسمت نظرات بنویسید.

لیکن نام بعضی از این باغات را به اختصار می برم:

1- گاوحصار      مکان ؟      مالک یا مالکین؟

2- چهار باغ    مکان ؟       مالک یا مالکین؟

3- باغ انجیر     مکان؟       مالک یا مالکین؟

4- باغ شفتالو  مکان؟       مالک یا مالکین؟

5- باغچه توت  مکان؟       مالک یا مالکین؟

6- ملک زار      مکان؟       مالک یا مالکین؟

7-مون سراها مکان؟       مالک یا مالکین؟

8- باغ سرپیرها  مکان؟       مالک یا مالکین؟


و ... .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 16:2  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

یاد قدیما بخیر ..... (3)

این 2 تا عکس را جدیدا از آلبوم های قدیمی ده بدست آوردم . عکس ها را ببینید و بگویید که کی هستند.

لطفا  به شماره عکس ها اشاره فرمایید.

عکس شماره (1)

عکس شماره (2)

از تمامی شما بازدیدکنندگان کبودانی خواهشمندم چنانچه عکس های قدیمی در آلبوم های خودتان یا پدربزرگ ومتدر بزرگ هایتان دارید بگیرید تا برای تجدید خاطره  ودیدن دیگران در وبلاگ قرار بدم تا دیگر عکس های قدیمی و خاطره انگیز در آلبوم ها مدفون نگردد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۲ساعت 12:2  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (9)

این درخت هزار گره در کجا روییده است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 8:32  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

گله گوسفند + پای چنار

یک عکس از پای چنار گذاشتم که گوسفندان در حال آب خوردن هستند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ساعت 23:24  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

باغ پارک

با سلام خدمت تمام دوستان و کبودانی های عزیز

ازشما می خواهم که خاطرات خود را از باغ پارک بنویسید تا بقیه دوستان از خواندن آنها لذت ببرند و برای شما و خوانندگان نظرات شما تجدید خاطرات گردد.

منم سر فرصت خاطراتم را از باغ پارک می نویسم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ساعت 19:56  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (8)

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی ۱۳۹۱ساعت 0:8  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

اینجا کجاست؟ (7)

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ساعت 14:14  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

قورمه


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ساعت 22:3  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

انار میوه ی بهشتی

میخام یک کمی از خاطرات قدیما براتون بنویسم . یادش بخیر زمانی که بچه بودم و در کبودان دوره ی ابتدایی و راهنمایی را می گذراندم  اول مهر یا همان اول مدرسه ها که میشد حال و هوای خاصی از همه نظر ده را فرامی گرفت صبح که میرفتیم مدرسه و بعد از ظهر هم به همراه دوست و رفقا و گاها خانواده می رفتیم به باغ ها حالا یا برای گوسفند چرانی و یا برای تفریح . وقتی با بچه ها می رفتیم باغ اون شیطونی بچگی هم گاها گل می کرد و یکسری کارای عجیبی انجام می دادیم مثلا چون فصل برداشت بیشتر محصولات کشاورزی پاییز یا به اصطلاح خودمون میزون بود انار های درشت و خوب را می کندیم و زیر خاک چال می کردیم که توی برف و سرمای زمستون که آمدیم به باغها اونا رو در بیاریم و نوش جان کنیم و باز هم شیطونی ها ادامه پیدامی کرد و گاها رد چاله ها لو می رفت و خلاصه خودتون بهتر میدانید ....  بعضی وقت ها پیش میامد که رد چاله ها رو گم می کردند  و خلاصه انار ها زیر خاک می پوسید....

به باغ ها که می رفتیم برای چراندن گوسفندها پرواری برای غلبه بر سردی هوا - که اون زمانها پاییزش هم از زمستان این سال ها خیلی سرد تر بود- آتیش درست می کردیم و سیب زمینی و جوز زیر آتیش می کردیم . آی چه کیفی داشت واقعا . الان خیلی دوست دارم که باز هم بتونم خاطرات اون زمانها رو تجدید کنم ولی حیف که این گرفتاریها فاصله ها رو زیاد کرده و نمیشه این کارو انجام داد.

از همه شما دوستان هم تقاضا دارم خاطراتتون را در قسمت نظرات برای بقیه ی دوستان به اشتراک بگذارید یا بهم ایمیل کنید تا با نام خودتون برای مطالعه ی دیگران در وبلاگ بگذارم.

اگر هم عکس جالبی از ده یا قدیما داشتید حتما برام بفرستید . از همه ی شما ممنونم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:7  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

پای چنار

یکی از جاهای دیدنی و مهم کبودان پای چنار است یعنی تقریبا هر یک از بچه های کبودان که ساکن روستا نیستند وقتی میان از ده سر بزنن ؛ در مدت حتی کوتاه اقامتشون در کبودان حتما یک بار از پای چنار سر می زنند

این عکس را براتون میگذارم تا براتون تجدید خاطره بشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ساعت 14:51  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

برداشت محصول

برداشت محصول یکی از کارهای اصلی و مهم مردم روستا ها بوده و هست . چون در واقع زحمات شبانه روزی شان با برداشت محصولی فراوان و با کیفیت به بار می نشیند. چیزی که چند سالی است کشاورزان روستای ما به خود ندیده اند. یعنی نه از فراوانی خبری است و نه از کیفیت.

متاسفانه خشکسالی های سنوات اخیر آب قنوات را به شدت کاهش داده که خیلی از کشاورزان عزیز باغ هایی را که سال ها زحمت کشیده اند که درختانش به بار بنشیند رها کرده و دیگر آب کفاف آبیاری باغات را نمی دهد و از طرفی خشک شدن باغ ها باعث گرم تر شدن هوای روستا شده که روی محصولات کبودان که غالبا سردسیری بوده تاثیر گذاشته و کیفیت آن ها را به شدت کاهش داده است.

باید کاری کرد.

دانش آموختگان و فرهیختگان محترم روستا باید توجه داشته باشند که زمانی آب وهوا و شرایط مناسب زندگی در روستا و فسفر موجود در گردو و بادام و سایر میوجات آب دار و شیرین به شما کمک کرد تا بتوانید درس بخوانید و به جایگاه فعلی که دارید برسید و حالا روستا و روستا نشینان کبودان به فکر ، توانایی ، موقعیت شغلی و.... شما نیاز دارند که به آنان کمک کنید و برای رهایی از وضعیت  بوجود آمده برنامه ی اجرایی و عملیاتی بدهیدو ... .

آخر دیگر از برداشت گندم و جو های چند خرواری ، خشکبار هایی چون کیشته- قیسی- جوزقند-انجیر خشک- مغز جوز و بادام وچیزهای دیگری که شما بهتر از من بدانها واقفید خبری نیست.

.... از برف بازی های زمستان هم با شال و کلاه خبری نیست.

.... از جوز آرا ؛ کبدی و دیگر بازی های محلی هم دیگر خبری نیست .

... از جشن سده هم خبری نیست.

... از آن افراد باصفا و صمیمی- قدیمی هم خبری نیست.

بیایید خاطراتتان را با یکدیگر به اشتراک بگذارید و در قسمت نظرات , نظر بدهید یا به ایمیل این حقیر بفرستید تا در صورت تمایلتان با نام خودتان برای دیگران به اشتراک گذاشته شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 16:29  توسط سیداحمدمولائی کبودان  | 

مطالب قدیمی‌تر